لغات متشابه در انگلیسی(5)
frequently غالبا
subsequently متعاقبا
consequently نتیجتا
.
fatal کشنده
fetal جنینی
.
palpitation طپش
palpation لمس
.
the other day چند روز پیش
every other day یک روز در میان
every other week یک هفته در میان
.
swell ورم کردن
swallow-پرستو-بلع
.
proof غیر قابل نفوذ-دلیل
reason دلیل
roof پشت بام
ceiling سقف
floor کف
flour آرد
.
argue جرو بحث
discuss جرو بحث همینجوری
.
in other words بعبارت دیگر
on the other hand از طرف دیگر
.
voice صدای انسان
sound صدای هر چیزی
.
bowl کاسه
bowel روده
ادامه دارد...
subsequently متعاقبا
consequently نتیجتا
.
fatal کشنده
fetal جنینی
.
palpitation طپش
palpation لمس
.
the other day چند روز پیش
every other day یک روز در میان
every other week یک هفته در میان
.
swell ورم کردن
swallow-پرستو-بلع
.
proof غیر قابل نفوذ-دلیل
reason دلیل
roof پشت بام
ceiling سقف
floor کف
flour آرد
.
argue جرو بحث
discuss جرو بحث همینجوری
.
in other words بعبارت دیگر
on the other hand از طرف دیگر
.
voice صدای انسان
sound صدای هر چیزی
.
bowl کاسه
bowel روده
ادامه دارد...
+ نوشته شده در جمعه پنجم مهر ۱۳۸۷ ساعت توسط olinda
|
lida.karimzadeh.9@facebook.com