Once upon a time...یکی بود یکی نبود.
2 سال پیش در همین تاریخ 16 ام اردیبهشت (86) پست اولین مطالبم را در بلاگفا شروع کردم ولی نه بعنوان یک بلاگر وارد دنیای وبلاگنویسی شده باشم نه!...نه قصد وبلاگنویسی داشتم نه وبلاگ های بقیه بلاگرها رو می خوندم و نه اونموقع فکر می کردم یک زمانی این همه به وبلاگ نویسی و وبلاگ خوانی علاقمند بشم !
آره داشتم می گفتم بعنوان بلاگر و با این هدف وارد این دنیا نشدم بلکه چون مطالب انگلیسی را به یه مجله الکترونیکی ارسال میکردم ,برای جمع آوری مطالب ارسالی در یک جا و قرار دادن در اختیار علاقمندان مرا وادار به وبلاگ نویسی کرد (چه توفیقی !)...... .نتیجه اش این شد که می بینید رابطه بنده با وبلاگنویسی از حد دوستی و علاقمندی گذشته وبه حد عشق و عاشقی !رسیده است طوریکه وبلاگ دوم هم تو این مدت که "کلیپ های تصویری خارجی"باشند زدم و هیچ وقت فکر نمی کردم به وبلاگ سوم هم فکر بکنم که این روزا فکر ایجاد یک وبلاگ شخصی هم مثل خوره افتاده به ذهنم !!...بگذریم داشتم از تاریخچه این وبلاگ می گفتم...
عنوان وبلاگ هم "مطالب انگلیسی "بودبغیر از( ضرب المثلها و اصطلاحات و لغات مشابه )که معنی هم داشتند بقیه متون را بصورت انگلیسی پست می کردم که بعدا به این فکر افتادم که متون رو هم ترجمه شده قرار بدم که عده زیاد کاربرا بتونند از مطالب استفاده کنند لذا عنوان رو به"مطالب انگلیسی-فارسی"تغییر داده و ترجمه هارو در " ادامه مطلب "قرار می دادم که بعدا بنا به پیشنهاد دوستان یک خط در میونشان کردم حتی مطالبی هم که در آرشیو ها بودند.چون واقعا هم دوست نداشتم یک وبلاگ تخصصی و برا کاربران علاقمند به زبان انگلیسی باشه بلکه با دوزبانه کردن و ارسال مطالب سرگرم کننده و تفریحی و مطالبی که حتی خنده یا تبسمی بر لبان شما عزیزان بیارند هدفم این بود که یک محیطی فراهم کنم تا هر بازدید کننده ای جذبش بشه و بعضی ها با دیدن متنهای قلمبه و سلمبه انگلیسی بی تمایل به بازدید مجدد نباشند انصافا هم منهای مطالب انگلیسی آیا مطالب فارسیش (که از هر نوع مطالب هم استفاده می کنم)به اندازه وبلاگهای تک زبانه نمی تونه نظر خواننده هاشو جلب کنه ؟حتی از زنگ تفریح هم استفاده می کنم که تنها مطالب نباشه و از تنوعی که به پستها میدم میخوام محیط را از خشک و یکنواخت بودن خارج کنم و این وب متعلق به همه بازدید کنندگان و مطابق هر سلیقه و علاقه ای باشه .
هدف از این همه مقدمه چینی و شرح تاریخچه وبلاگ این بود که از سه ساله شدن امروز وبلاگ خبر بدم (دیگه من بجای قرار دادن یک کیک تولد با دو شمع )ترجیح دادم یک انشاء !(هر چند انشام ضعیفه!) بنویسم و در اینجا از همه دوستان و بازدید کنندگان عزیز و نازنینی که تا به حال با کامنتهای زیبا وجالبشون که حاوی پیشنهادات قشنگ و انتقادات سازنده بودند تشکر کرده و باید بگم که ادامه راه و تغییرات و تحولات وبلاگ را مدیون شما عزیزان هستم .
لذا این چند روز, بنده هیچ پستی نمیدم بلکه فقط میخوام خواننده باشم و نظرات زیبای تمامی دوستان نازنین و بازدیدکنندگان گرامی و میهمانان عزیز (که شاید اولین باری باشه تشریف می آورند ) را می خونم و حتی پاسخ هم می دهم(انگلیسی-فارسی-ترکی -عربی )البته آخری رو قلو کردم!
این وبلاگ متعلق به شماست و بنده هم اومدم اینجا که زبان انگلیسیم را تقویت کنم و از شماها که مسلط به زبان انگلیسی هستین و مدرس این زبان هستین خواهشمندم با یادآوری اشتباهات و اشکالاتم در متون ترجمه شده باعث تصحیح و ارائه هر چه بهتر مطالب باشید تا هم بنده به اشکالاتم پی ببرم و هم مطالب درست تر به دست دوستان برسد.
یه کوچوچولو هم از خودم بگم !
کارشناس مامایی هستم(چه ربطی به زبان انگلیسی داره!) -شاغل-متاهل-دارای دو فرزند _عکس عروسکم و عکس ملوسکم)-سنمو بگم که باور نمیکنین پس نمیگم!-شدیدا به زبان انگلیسی علاقه دارم و در نت تو این زمینه البته برای یادگیری خودم خیلی کار کردم و دوست دارم اندوخته ها و تجربه هایم را در اختیار بقیه دوستان و علاقمندان این رشته قرار دهم(البته نو آموزان ) و همچنین از اطلاعات و دانسته های دیگر دوستان که وبلاگ مشابه دارند هم استفاده می کنم و هدفم تقویت هر چه بیشتر این زبان می باشد برا همین هم با انگیزه و نیروی بیشتر به کارم ادامه میدهم و امیدوارم از بروزترین متون که علمی و مفید هم باشند در وبلاگ استفاده کنم .
انشای ما به سر رسید ......کیک تولد نرسید!
پی نوشت 1- چه تصادفی !؟ بدون هیچ برنامه ریزی قبلی و بدن توجه خاص به تاریخهای افتتاح وب 1 و وب 2 ... افتتاح وبلاگ اول مصادف با سالروز استخدامم !و افتتحاح وبلاگ دوم مصادف با سالروز عقدم می باشد.!که خودم هم بعدا متوجه این تصادف جالب شدم!
اینا رو نگفتم که زحمت تبریکاتتونو 2-3 برابر کنم بلکه چون جالب بودند و تصادفی!
پی نوشت 2-چرا به سنم اشاره نکنم اتفاقا تینیجر ها و تونیترها در نت زیادند و اتفاقا برا همه تون جالب خواهد بود که سنم 20+ 19 باشد و متشکل از آخرین عددیک تینیجر و اولین عدد تونیتر ها باشه!
اینو گفتم فکر نکنین خانمها به سنشون حساسند و منم بالا بخاطر این حساسیت بیان نکردم!
پی نوشت 3-دیروز هم که 5 می( 15 اردیبهشت) مصادف با روز جهانی مامایی بود می خواستم یه پست هم دیروز به این مناسبت بذارم و این روز را به دوستان عزیز و همکاران گرامیم تبریک بگم(البته اگه مطمئن بودم که گذرشون به اینورا می افته !اینکاررا می کردم) و به بقیه هم این روز ثبت نشده در تقویمهای ایرانی! را بشناسانم که بعدا بخاطر پست امروز گفتم شیر تو شیر میشه انگلیسیها میگند(dog eat dog)!
اینم گفتم که به مظلومیت ! این قشر زحمتکش و پرکار و پر استرس پی ببرید!