چیزهاییکه در موقع جراحی نمی خواهید بشنوید

Things You Don't Want to Hear During Surgery


- Better save that. We'll need it for the autopsy.

- Someone call the janitor - we're going to need a mop.

- Accept this sacrifice, O Great Lord of Darkness!

- Spot! Spot! Come back with that! Bad Dog!

- Wait a minute, if this is his spleen, then what's that?

- Hand me that...uh...that...uh.....thingie.

- Oh no! I just lost my Rolex.

- Oops! Hey, has anyone ever survived 500ml of this stuff before?

- Darn, there go the lights again...

- You know, there's big money in kidneys. Heck, the guy's got two of them.

- Everybody stand back! I lost my contact lens!

- Could you stop that thing from beating; it's throwing my concentration off.

- What do you mean he wasn't in for a sex change...!

- Anyone see where I left that scalpel?

- This patient has already had some kids, am I correct?

- Nurse, did this patient sign the organ donor card?

- Don't worry; I think it's sharp enough.

- What do you mean "You want a divorce"!

- She's gonna blow! Everyone take cover!!!

- FIRE! FIRE! Everyone get out of here

 

 

چطور یه رابطه خراب میشه؟!


HOW FRIENDSHIP BREAK?

چطور یه رابطه خراب میشه؟

L o v e b e a t s

Both Friends Will Think The Other Is Busy

هر دو فکر میکنند طرف مقابلشون گرفتاره

 

L o v e b e a t sL o v e b e a t s

 

And Will Not Contact

 Thinking It May Be Disturbing

 

L o v e b e a t s

 

و تماس نمیگیرن چون فکر میکنن نباید مزاحم بشن

 

As Time Passes 

L o v e b e a t s

وقتی زمان گذشت

 

Both Will Think Let The OTher Contact 

L o v e b e a t s

هردو فکر میکنند بذار طرف مقابل تماس بگیره

 

After That each Will Think Why I Should Contact First ?

L o v e b e a t sL o v e b e a t sL o v e b e a t s

بعدش هرکدوم فکر میکنند که چرا من اول تماس بگیرم؟

 

Here Your Love Will Be Converted To Hate 

L o v e b e a t s

اینجاست آغاز تبدیل عشقشون به نفرت

 

Finally Without Contact The Memory Becomes Weak

نهایتا بدون هیچ تماسی از یاد هم غافل میشن

L o v e b e a t s

 

They Forget Each Other.

وهمدیگر و فراموش میکنن

 

L o v e b e a t s

So Keep In Touch With All And Pass This TO All Your Friends...

پس تماستون رو با هم حفظ کنید و این داستان و برای همه بفرستید

L o v e b e a t s.L o v e b e a t s

I Don`t Want To One Of This Kind.

نمیخوام شما یکی از این دو نفر باشید

 

L o v e b e a t s

 

So Here I Am sending Mail To Every One

پس حالا این ایمیل رو برای همه میفرستم

L o v e b e a t s

 

To Say

که بگم 

L o v e b
 e a t s

 

L o v e b e a t s

My Dear 

سلام عزیزم

 

I Am Fine Here

من خوبم

 

 

L o v e b e a t s

 

Please keep in touch with me

لطفا با من در تماس باش


خداحافظی موقت!

دوستان نازنین,بازدیدکنندگان عزیز و میهمانان گرامی سلام:

این وبلاگ به مدت 10 روز آپ نخواهد شد بعد 10 روز اگر در قید حیات بودم ! مجددا با مطالب جدید  و متنوع! در خدمتتان خواهم بود البته  تو این مدت با گذاشتن نظرات -انتقادات و پیشنهاداتتان بنده رو در ادامهء راهم و ارائهء مطالب بهتر که مسلما هرچه انگیزه بیشتر باشه عملی تر خواهد بود یاری نماییدحتی شما دوست عزیزی که از خوانندگان ساکت بودید!

سلامت و با نشاط باشید

به امید دیدار مجدد


بازی وبلاگی!


یه سری سوالاتی توسط دکتر گلاره دکترای فیلسوف  طرح شده( دستشون درد نکنه) و بعضی از دوستان وبلاگ نویس بعنوان بازی با سوالات به این سوالات جواب می دهند (البته  بیشتر بلاگرهای وبلاگهای شخصی)بنده هم این دفعه تصمیم گرفتم تو این بازی شرکت کنم !بعد از اینکه  بازی دوست های عزیزمون خانم زیگزاگ و موسیو گلابی رو دیدم.

1. تا حالا شده خواب باشین و یه جورایی احساس کنین و بفهمین که همه چی خوابه و تموم می‌شه؟ حالا اگه امروز یکی بگه همه‌ی این دنیایی که دارید لمس می‌کنید و می‌بینید با همه‌ی اتفاقاتش فقط یه خوابه، آیا شما با وجود این‌که نمی‌دونین تو بیداری و تو دنیای واقعی چی انتظارتون رو می‌کشه باز دوست دارین بیدار شین؟ به نظرتون بیدار که شدین با چه جور دنیایی مواجه می‌شین؟ قشنگ‌تر از الآن یا ...؟


صد در صد!در هر صورت بیداری بهتر از خوابه!

هرچی باشه من قشنگ تر می بینم!


2. اگه قرار بود همه‌ی دنیا و فلسفه‌ی زندگی رو تو یه تصویر نشون بدین چی می‌کشیدین؟

چون نقاشی من خوب نیست و به زبان لاتین هم علاقه دارم 2-3 تا از حروف لاتین را به تصویر می کشیدم!

XX-XY


3. قشنگ‌ترین آرزو و رؤیای بچگی‌تون چی بود؟

والا ما که بچه بودیم نه تاسف گذشته رو می خوردیم چون حال خوبی داشتیم! و نه دغدغهء  آینده اونقد سرمون تو بازی و دنیای بچگی خودمون بود که انگار نه انگار آینده ای هست چه رسد به رویا ها و آرزوهاش!

4. بزرگ‌ترین تفاوت زن و مرد از نظر شما چیه؟

1.مردها  دنیا و زندگی رو با بهترین و مجهز ترین امکانات و تفریحات و با بیشترین ثروتها و سیرو سیاحتش بدون زن بی مفهوم می دونند ولی زنها بالعکس !( البته اگه اغراق کردم و مطلق نوشتم به مانند اینه که 97% رو روند 100% بنویسی یا معلمی که نمره 19/75 رو بیست بده!)
2-مردها محبت رو دوست دارند عملا ببینند ولی خانمها بیشتر دوست دارند بشنوند.

5. اگه قرار بود یه کلمه رو از لغت‌نامه‌ی زندگی حذف کنین، اون کلمه چی بود؟
اعتیاد

6. چه کسانی هستن که بخواین ملاقاتشون کنین؟

ویولت-آنی دالتون-شب گیر- موسیو گلابی

7. اگه این امکان به شما داده بشه که بتونین فقط یه سؤال در هر موردی بپرسین و قرار باشه به این سؤالتون جواب داده بشه چی می‌پرسین؟

چرا بین غرب و شرق این همه تفاوت !؟مگه هر دو از یک کره و مردمانش مربوط به یک عصر و زمان نیستند؟!

8. اگه قرار باشه برای همیشه از این دنیا برین و بخواین یه یادگاری ازش داشته باشین چی برمی‌دارین؟

چراغ خواب ظریف چینی که به شکل عروس دوماد هست و آ قای مستر ما در بچگی با پول قلکش خریده اونقد دوستش دارم که بهش گفتم اگه ما طلاق هم بگیریم این چراغ خواب رو من برمی دارم!

9. قشنگ‌ترین جمله‌ها یا بیت شعرهایی که خیلی بهش معتقدین رو بنویسین.

من رقص دختران هندی رو بیشتر از نماز پدر و مادرم دوست دارم چون آنها از روی علاقه می رقصند و پدر و مادر من از روی عادت نماز می خوانند!(دکتر علی شریعتی)

ای کسانیکه به دنیای آخرت ایمان دارید به این دنیا هم اعتقاد داشته باشید!

ترجیح می دهم روی موتور سیکلتم باشم و به خدا فکر کنم تا اینکه در کلیسا باشم و به موتور سیکلتم فکر کنم.(مارلون براندو)

خداوند آزادی رو آفرید و بشر بندگی را(آندره)

10. به نیمه‌ی عمرتون می‌رسین و مثل بعضی قبایل رسمه که یه اسم جدید برای خودتون انتخاب کنین. چی انتخاب می‌کنین؟
تبسم!

11. با «ماوس»، «درخت» و «سیاست» یک جمله بسازید.

ماوس رو با یه انگشت میشه تکان داد و درخت را باد حتی می تونه از جاش بکنه ولی سیاست را چند میلیون نفر هم شاید نتونند تکان دهند!


قوه ادراک شخصی

Personal perception


Different people have different perception. One man's meat could be another man's poison. A couple bought a donkey from the market. On the way home, a boy commented, "Very stupid. Why neither of them ride on the donkey? "Upon hearing that, the husband let the wife ride on the donkey. He walked besides them. Later, an old man saw it and commented, "The husband is the head of family. How can the wife ride on the donkey while the husband is on foot?" Hearing this, the wife quickly got down and let the husband ride on the donkey

Further on the way home, they met an old Lady. She commented, "How can the man ride on the donkey but let the wife walk. He is no gentleman."
The husband thus quickly asked the wife to join him on the donkey. Then, they met a young man. He commented, "Poor donkey, how can you hold up the weight of two persons. They are cruel to you." Hearing that, the husband and wife immediately climbed down from the donkey and carried it on their shoulders.

It seems to be the only choice left. Later, on a nar row bridge, the donkey was frightened and struggled. They lost their balance and fell into the river. You can never have everyone praise you, nor will everyone condemn you. Never in the past, not at present, and never will be in the future.

Thus, do not be too bothered by others words if our conscience is clear..

پی نوشت1: دقیقا قصهء ملانصرالدین خودمونه چون موضوع داستان کاملا مشخصه دیگه ترجمه نکردم کافیه یک خط اولشو مطالعه کنین متوجه قضیه می شوید.

پی نوشت 2:ترجمه نکردن بهتر از آپ نکردن است!


زنگ انشاء

Once upon a time...یکی بود یکی نبود.

2 سال پیش در همین تاریخ 16 ام اردیبهشت (86) پست اولین مطالبم را در بلاگفا شروع کردم ولی نه بعنوان یک بلاگر وارد دنیای وبلاگنویسی شده باشم نه!...نه قصد وبلاگنویسی داشتم نه وبلاگ های بقیه بلاگرها رو می خوندم و نه اونموقع فکر می کردم  یک زمانی این همه به وبلاگ نویسی و وبلاگ خوانی علاقمند بشم !

آره داشتم می گفتم بعنوان بلاگر و با این هدف وارد این دنیا نشدم بلکه چون مطالب انگلیسی را به یه مجله الکترونیکی ارسال میکردم ,برای جمع آوری مطالب ارسالی در یک جا و قرار دادن در اختیار علاقمندان مرا وادار به وبلاگ نویسی کرد (چه توفیقی !)...... .نتیجه اش این شد که می بینید رابطه بنده با وبلاگنویسی از حد دوستی و علاقمندی گذشته وبه حد عشق و عاشقی !رسیده است طوریکه وبلاگ دوم هم تو این مدت که "کلیپ های تصویری خارجی"باشند زدم و هیچ وقت فکر نمی کردم به وبلاگ سوم هم فکر بکنم که این روزا فکر ایجاد یک وبلاگ شخصی هم مثل خوره افتاده به ذهنم !!...بگذریم داشتم از تاریخچه این وبلاگ می گفتم...

عنوان وبلاگ هم "مطالب انگلیسی "بودبغیر از( ضرب المثلها و اصطلاحات و لغات مشابه )که معنی هم داشتند بقیه متون را بصورت انگلیسی پست می کردم که بعدا به این فکر افتادم که متون رو هم ترجمه شده قرار بدم که عده زیاد کاربرا بتونند از مطالب استفاده کنند لذا عنوان رو به"مطالب انگلیسی-فارسی"تغییر داده و ترجمه هارو در " ادامه مطلب "قرار می دادم که بعدا بنا به پیشنهاد دوستان یک خط در میونشان کردم حتی مطالبی  هم که در آرشیو ها بودند.چون واقعا هم دوست نداشتم یک وبلاگ تخصصی و برا کاربران علاقمند به زبان انگلیسی باشه بلکه با دوزبانه کردن و ارسال مطالب سرگرم کننده و تفریحی و مطالبی که حتی خنده یا تبسمی بر لبان شما عزیزان بیارند هدفم این بود که یک محیطی فراهم کنم تا هر بازدید کننده ای جذبش بشه و بعضی ها با دیدن متنهای قلمبه و سلمبه انگلیسی بی تمایل به بازدید مجدد نباشند انصافا هم منهای مطالب انگلیسی آیا مطالب فارسیش (که از هر نوع مطالب هم استفاده می کنم)به اندازه وبلاگهای تک زبانه نمی تونه نظر خواننده هاشو جلب کنه ؟حتی از زنگ تفریح هم استفاده می کنم که تنها مطالب نباشه و از تنوعی که به پستها میدم میخوام محیط را از خشک و یکنواخت بودن خارج کنم و این وب متعلق به همه بازدید کنندگان و مطابق هر سلیقه و علاقه ای باشه .

هدف از این همه مقدمه چینی و شرح تاریخچه وبلاگ این بود که از سه ساله شدن امروز وبلاگ خبر بدم (دیگه من بجای قرار دادن یک کیک تولد با دو شمع )ترجیح دادم یک انشاء !(هر چند انشام ضعیفه!) بنویسم و در اینجا از همه دوستان و بازدید کنندگان عزیز و نازنینی که تا به حال با کامنتهای زیبا وجالبشون که حاوی پیشنهادات قشنگ و انتقادات سازنده بودند تشکر کرده و باید بگم که ادامه راه و تغییرات و تحولات  وبلاگ را مدیون شما عزیزان هستم .

لذا این چند روز, بنده هیچ پستی نمیدم بلکه فقط میخوام خواننده باشم و نظرات زیبای تمامی دوستان نازنین و بازدیدکنندگان گرامی و میهمانان عزیز (که شاید اولین باری باشه تشریف می آورند ) را می خونم و حتی پاسخ هم می دهم(انگلیسی-فارسی-ترکی -عربی )البته آخری رو قلو کردم!

 این وبلاگ متعلق به شماست و بنده هم اومدم اینجا که زبان انگلیسیم را تقویت کنم و از شماها که  مسلط به زبان انگلیسی هستین و مدرس این زبان هستین خواهشمندم با یادآوری اشتباهات و اشکالاتم در  متون ترجمه شده  باعث تصحیح و ارائه هر چه بهتر مطالب باشید تا هم بنده  به اشکالاتم پی ببرم و هم مطالب درست تر به دست دوستان برسد.

یه کوچوچولو هم از خودم بگم !

کارشناس مامایی هستم(چه ربطی به زبان انگلیسی داره!) -شاغل-متاهل-دارای دو فرزند _عکس عروسکم و عکس ملوسکم)-سنمو بگم که باور نمیکنین پس نمیگم!-شدیدا به زبان انگلیسی علاقه دارم و در نت تو این زمینه البته برای یادگیری خودم خیلی کار کردم و دوست دارم اندوخته ها و تجربه هایم را در اختیار بقیه دوستان و علاقمندان این رشته قرار دهم(البته نو آموزان ) و همچنین از اطلاعات و دانسته های دیگر دوستان که وبلاگ مشابه دارند هم استفاده می کنم و هدفم تقویت هر چه بیشتر این زبان می باشد برا همین هم با انگیزه و نیروی بیشتر به کارم ادامه میدهم و امیدوارم از بروزترین متون که علمی و مفید هم باشند  در وبلاگ استفاده  کنم .

انشای ما به سر رسید ......کیک تولد نرسید!

پی نوشت 1- چه تصادفی !؟ بدون هیچ برنامه ریزی قبلی و بدن توجه خاص به تاریخهای افتتاح  وب 1  و وب 2 ...  افتتاح وبلاگ اول مصادف با سالروز استخدامم !و  افتتحاح وبلاگ دوم مصادف با سالروز عقدم می باشد.!که خودم هم بعدا متوجه این تصادف جالب شدم!

اینا رو نگفتم که زحمت تبریکاتتونو 2-3 برابر کنم بلکه چون جالب بودند و تصادفی!

پی نوشت 2-چرا به سنم اشاره نکنم اتفاقا تینیجر ها و تونیترها  در نت زیادند و اتفاقا برا همه تون  جالب خواهد بود که سنم 20+ 19 باشد و متشکل از آخرین عددیک تینیجر و اولین عدد تونیتر ها باشه!

اینو گفتم فکر نکنین خانمها به سنشون حساسند و منم بالا بخاطر این حساسیت بیان نکردم!

پی نوشت 3-دیروز هم که  5 می( 15 اردیبهشت) مصادف با  روز جهانی مامایی بود می خواستم یه پست هم دیروز به این مناسبت بذارم و این روز را به دوستان عزیز و همکاران گرامیم تبریک بگم(البته اگه مطمئن بودم که گذرشون به اینورا می افته !اینکاررا می کردم)  و به بقیه هم  این روز ثبت نشده در تقویمهای ایرانی! را بشناسانم که بعدا بخاطر پست امروز گفتم شیر تو شیر میشه انگلیسیها میگند(dog eat dog)!

اینم گفتم که به مظلومیت ! این قشر زحمتکش  و پرکار و پر استرس پی ببرید!


گل رز

تقدیم همه دوستان عزیز بمناسبت سال نو,چون همه تون گلین و یک آپ فوق العاده!


GiGaImage.com Free Image Hosting , Upload Your Image For Free

بمناسبت رسیدن فصل بهار مناظر بسیار زیبا و طبیعی از پاییز!!


سلام بر دوستان نازنین ,بازدیدکنندگان عزیز و میهمانان گرامی

سال نو بر همگی مبارک ,توام با شادی و سلامتی و موفقیت .


GiGaImage.com Free Image Hosting , Upload Your Image For Free




.Many happy returns of the day صد سال به این روزها .

  I hope you have the world by the tailامیدوارم دنیا به کامتان باشد.

ادامه نوشته

متنی از والت دیزنی درهالیوود!

آموزش زبان با متنی از والت دیزنی در تولیدات هالیوودیش!

سفید برفی وهفت کوتوله!

Image and video hosting by TinyPic


یلدا مبارک!

سلام بر همهء دوستان

یلدا مبارک !

تقدیم بر همگی ............خوش باشید.

Image and video hosting by TinyPic

ادامه نوشته

یک سورپرایز جالب در گوگل!!

زنگ تفریح (۲)


 1-IE را باز کنید.
2-به آدرس google.image.comبروید.
3-در سرچ بار کلیک کنید .
4-یک کلمه مثلا گلها یا هر کلمه ای که دوست دارید تایپ کنید.
5-یک صفحه که پر از تصاویر هست براتون باز میشه.
6-سپس همهء URL ها رو از آدرس بار حذف کنید و بجاش کد زیر رو قرار دهید.

_________________
دوستان عزیز  با عرض پوزش مثل اینکه بلاگفا کد رو کامل منتقل نمی کنه بنابراین کد رو در بخش نظرات قرار دادم امیدوارم از این ترفند خوشتون بیاد!

ادامه نوشته

اشک تمساح!

 

Some say that crocodiles shed tears when eating their prey. This has led to the belief that they
pretend to be unhappy about eating their victims. From that , when people have crocodile
tears
نقل است که:کروکودیل ها وقتی شکارشون را می خورند اشک می ریزند!با این عمل بر این باوریم که آنها از خوردن قربانیشان احساس ناخشنودی می کنند.زمانیکه مردم اشکهای تمساح رو می
بینند .....

کلیدهای لازم در زندگی!

Sometimes we need to use computer keys in our lives.
Like when things go wrong or we get upset at someone,
we need to use the DELETE key to rid ourselves of that.
We need to SHIFT our thinking and SPACE ourselves,
INSERT some love, think of an ALTERNATE route.
BACKSPACE and ENTER into God's presence
so that we can go HOME in the END ~
from my old mail box
__________________

پیچاندنیهای انگلیسی!


TOUNG TWISTERS

1.If you understand, say "understand". If you don't understand, say "don't understand". But if you understand and say "don't understand".How do I understand

that you understand? Understand!

2 .I wish to wish the wish you wish to wish, but if you wish the wish the witch wishes, I won't wish the wish you wish to wish.

3 .Sounding by sound is a sound method of sounding sounds.


4 .A sailor went to sea to see, what he could see. And all he could see was sea, sea, sea.


5.Purple Paper People, Purple Paper People, Purple Paper People

"کل مطلب در ادامهء مطلب"
ادامه نوشته

مرد چوپان و مهندس صنایع!

زنگ تفریح!!

چوپانی مشغول چراندن گله خود در مرغزاری دور افتاده بود که ناگهان سر و کله اتومبیلی از میان گرد و غبار جاده خاکی پیدا شد راننده آن اتومبیل که مردی جوان با لباس Brioniکفش های Gucci,عینک-RayBan و کراوات YSLبود سرش را از پنجره اتومبیل بیرون آورد و پرسید :اگر من به تو بگویم که دقیقا چند راس گوسفند داری یکی از آنها رو به من خواهی داد؟

چوپان نگاهی به جوان تازه به دوران رسیده و نگاهی به رمه اش که به آرامی در حال چریدن بود انداخت و با وقار خاصی جواب مثت داد.

کل مطلب در ادامه مطلب

 

ادامه نوشته

مردان مفتخر!(داستان مرد هیزم شکن و آنجلینا جولی!)

Honorable men]
Must Read for Every Man and of course Woman (to understand man)
 
باید همهء مردم بخوانند بخصوص خانمها(برای درک کردن آقایون)

If a female is reading this article then just realize the value of a man; and if its a male then feel proud of after reading it!
 
اگر خانمی این مقاله رو مطالعه کند به ارزش یک مرد دست خواهد یافت و اگرآقا باشد احساس غرور خواهد کرد.

"One day, while a woodcutter was cutting a branch of a tree above a river, his axe fell into the river. When he cried out, the Lord appeared and asked, "Why are you crying?"
 
یک روز وقتی یک هیزم شکن در حال شکستن درختها در بالای یک رودخانه بود تبرش از دستش به داخل رودخانه افتاد .آن مرد در حال گریه کردن بود که فرشته ای ظاهر شد و علت گریه اش را پرسید.

 
The woodcutter replied that his axe has fallen into water, and he needed the axe to make his living.
 
هیزم شکن جواب داد:تبرش در داخل آب افتاده و برای امرار معاش لازمش دارد.
The Lord went down into the water and reappeared with a golden axe. "Is this your axe?" the Lord asked.
 
فرشته در داخل رودخانه رفت و یک تبر طلایی با خودش آورد و پرسیداین تبر شماست؟

کل مطلب در ادامهء مطلب

میشه نظر بدی دست خطتو ببینم!!

ادامه نوشته

برگزیده ترین ایمیل از نظر خانمها!!!

a man was sick and tired of going to work every day while his wife stayed homeآقایی از رفتن روزانه به سر کار خسته شده بود در حالیکه خانمش هر روز در خانه بود.

He wanted her to see what he went through so he prayed:
او می خواست زنش ببیند برای او در بیرون چه می گذرد.
"Dear Lord: I go to work every day and put in 8 hours while my wife merely stays at home.
بنابر این دعا کرد :
خدای عزیز :من هر روز سر کار می روم و 8 ساعت بیرونم در حالیکه خانمم فقط در خانه می ماند
I want her to know what I go through, so please
Allow her body to switch with mine for a day. Amen.
من می خواهم او بداند برای من چه می گذرد؟
بنابراین لطفا اجازه بدین برای یک روز هم که شده ما جای همدیگه باشیم.
God, in his infinite wisdom, granted the man's wish.
خداوند با معرفت بی انتهایش آرزوی این مرد را برآورد کرد .
"بقیهءمتن در ادامهء مطلب"
___________
http://olinda.blogfa.com
به نظرات دوستان در همون صفحه جواب داده خواهد شد.
ادامه نوشته

چرا حلقهء نامزدی را در انگشت چهارم می ذارند!



Why should the wedding ring be worn on the fourth finger?
There is a beautiful and convincing explanation given by the Chinese Legend...
Thumb represents your Parents
Second (Index) finger represents your Siblings
Middle finger represents your-Self
Fourth (Ring) finger represents your Life Partner
& the Last (Little) finger represents your children

Firstly, open your palms (face to face), bend the middle fingers and hold them together - back to back
Secondly, open and hold the remaining three fingers and the thumb - tip to tip
(As shown in the figure below):
[IMG]file:///D:/finger/ShowLetter_files/ShowLetter.gif[/IMG]
Now, try to separate your thumbs (representing the parents)..., they will open, because your parents are not destined to live with you lifelong, and have to leave you sooner or later.
Please join your thumbs as before and separate your Index fingers (representing siblings)...., they will also open, because your brothers and sisters will have their own families and will have to lead their own separate lives.

Now join the Index fingers and separate your Little fingers (representing your children)...., they will open too, because the children also will get married and settle down on their own some day.

Finally, join your Little fingers, and try to separate your Ring fingers (representing your spouse).
You will be surprised to see that you just CANNOT....., because Husband & Wife have to remain together all their lives - through thick and thin!!

Please try this out.............
ISN'T THIS A LOVELY THEORY?
__________________
ادامه نوشته