یک کشیش,یک پزشک و یک مهندس!
A priest, a doctor, and an engineer were waiting one morning for a particularly slow group of golfers.
یک کشیش,یک پزشک ویک مهندس در صبح یک روز منتظر یک گروه ویزه آرامی از گلف بازها بودند.
Engineer: What's with these guys? We must have been waiting for 15 minutes!
مهندس:چه بلایی سر اینا اومد؟ ما باید 15 دقیقه منتظر اینا می شدیم.
Doctor: I don't know but I've never seen such ineptitude!
دکتر:من نمی دونم ولی من تا حالا چنین بی قاعدگی رو ندیده بودم.
Priest: Hey, here comes the greenskeeper. Let's have a word with him.
کشیش:مسئولشان دارد می آید بیایید باهاش صحبت کنیم.
Priest: Hi George. Say George, what's with that group ahead of us? They're rather slow aren't they?
سلام جورج بگو ببینم جورج برا این گروه مقابل ما چه اتفاقی افتاده است؟آنها ترجیح می دهند آرام باشند نه؟
George: Oh yes. That's a group of blind fire fighters. They lost their sight while saving our club house last year. So we let them play here anytime free of charge!
جورج:اوه,بلی
آنها یه گروه از نابینایان مامور آتشنشانی هستند که بیناییشان را موقع نجات دادن خانه کلوبمان در سال گذشته از دست دادند
بنابراین اجازه بدیم آنها اینجا هر زمان و بدون هزینه بازی کنند.
(silence)
سکوت
Priest: That's so sad. I think I will say a special prayer for them tonight.
کشیش:خیلی ناراحت کننده بود من امشب یک دعای مخصوص برایشان خواهم خواند.
Doctor: Good idea. And I'm going to contact my ophthalmologist buddy and see if there's anything he can do for them.
پزشک:و من با گروه چشم پزشکی تماس می گیرم اگر کاری از دستشان بیاید برایشان انجام بدهند.
Engineer: Why can't these guys play at night?
مهندس:چرا اینها در شب بازی نکنند؟!
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت توسط olinda
|
lida.karimzadeh.9@facebook.com