![]() |
![]() |
|
| آموزش زبان انگلیسی-مطالب علمی-داستانها-شعرها-آهنگها-smsها-جوک-ضرب المثلها و بروزترین متون انگلیسی |
|
جوک انگلیسی-فارسی.............6
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت توسط olinda |
|
|
جوک انگلیسی...5 اول نوشت -نویسنده گفته: نه تنها زننده نیست بلکه خیلی هم شوخه!!Not vulgar-pure humor A girl asks her boyfriend to come over Friday night to meet & have dinner with her parents. Since this is such a big event, the girl announces to her boyfriend that after dinner, she would like to go out & make love for the first time. The boy is ecstatic, but he has never had sex before, so he takes a trip to the pharmacist to get some condoms. He tells the pharmacist it's his first time & the pharmacist helps the boy for about an hour. He tells the boy everything there is to know about condoms & sex. At the register, the pharmacist asks the boy how many condoms he'd like to buy, a 3-pack, 10-pack, or family pack. The boy insists on the family pack because he thinks he will be rather busy, it being his first time & all. That night, the boy shows up at the girl's parents house & meets his girlfriend at the door.. 'Oh, I'm so excited for you to meet my parents, come on in!' The boy goes inside & is taken to the dinner table where the girl's parents are seated. The boy quickly offers to say grace & bows his head. A minute passes & the boy is still deep in prayer, with his head down. 10 minutes pass & still no movement from the boy. Finally, after 20 minutes with his head down, the girlfriend leans over & whispers to the boyfriend, 'I had no idea you were this religious.' The boy turns & whispers back, 'I had no idea your father was a pharmacist!!
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت توسط olinda |
|
|
جوک انگلیسی.........4 BASTARD.....حرامزاده! 1-بعضی متون رو ترجمه نکنم خیلی بهتر ه !هم به نفع شماست چون اگه متن فارسیش باشه که اصلا تو وبلاگ نمیذارم و هم به نفع بنده هست که راحت فقط کپی-پیست می کنم به همین سادگی!منتها فونت این نوع متون اصلا به رنگ سفید جواب نمی دهند شایدم چون زرد رنگ احتیاط است! GIRL: I have sinned. I called my boyfriend a BASTARD PSYCHIATRIST: Well now, that's not a nice thing to call anyone, so what did he do to deserve that? |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت توسط olinda |
|
|
جوک انگلیسی-فارسی.......(3) ![]() کسیکه این متن رو نوشته هم فارسی زبان بوده هم کاملا به زبان انگلیسی مسلط.! An iranian handsome boy immigrated to USA speaking almost no English but thanks to his good look soon found a nice blond ,beautiful girlfriend . یک پسر خوش قیافهء ایرانی به آمریکا مهاجرت کرد انگلیسیش خوب نبود ولی از خوش شانسیش یک دوست دختر خوشگل و بلوند آمریکایی پیدا کرد. Once after dinner , she asked for the recipe of the AAsh cooked by his mother .His translation of the ingredients from Persian to English follows : My dear my mother put in this Iranian soup : عزیزم مادرم در این سوپ ایرانی مواد زیر رو ریخته است. - yellow wood (zard chobeh ) - Indian stamp (tamre hendi) - Wet blood( tar khon ) - Flower of a cow's tongue (gole gav zaboon) . . sometime later when their relationship was going down the drain, He said to her " Look, I very very love you or come and run with me to marry or please light my homework . . . . ( ya bia ba ham farar konim ya taklife mano roshan kon بعد از مدت زمانی که دوستیشان کم کم به اصطلاح (آب می کشید)پسره به دختره گفت : or come and run with me to marry or please light my homework یا بیا با هم فرار کنیم یا تکلیف منو مشخص کن. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت توسط olinda |
|
|
جوک انگلیسی-فارسی.............(2) A woman had 3 girls. خانمی سه دختر داشت. One day she decides to test her sons-in-law. یک روز او تصمیم گرفت دامادهایش را تست کند. She invites the first one for a stroll by the lake shore ,purposely falls in and pretents to be drowing. او داماد اولش را به کنار دریاچه دعوت کرد و عمدا تو آب افتاد و وانمود به غرق شدن کرد. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت توسط olinda |
|
|
جوک انگلیسی-فارسی......(1)
A blonde and a lawyer sit next to each
other on a plane یک خانم بلوند و یک وکیل در هواپیما کنار هم نشسته بودند.. The lawyer asks her to play a game. وکیل پیشنهاد یک بازی را بهش داد. If he asked her a question that she didn't know the answer to, she would have to pay him five dollars; And every time the blonde asked the lawyer a question that he didn't know the answer to, the lawyer had to pay the blonde 50 dollars. چنانچه وکیل از خانم سوالی بپرسد و او جواب را نداند، خانم باید 5 دلار به وکیل بپردازد و هر بار که خانم سوالی کند که وکیل نتواند جواب دهد، وکیل به او 50 دلار بپردازد.
So the lawyer asked the blonde his
first question, "What is the distance between the Earth and the nearest
star?" Without a word the blonde pays the lawyer five dollars. سپس وکیل اولین سوال را پرسید:" فاصله ی زمین تا نزدیکترین ستاره چقدر است؟ " خانم بی تامل 5 دلار به وکیل پرداخت.
The blonde then asks him, "What goes up
a hill with four legs and down a hill with three?" The lawyer thinks
about it, but finally gives up and pays the blonde 50 dollars سپس خانم از وکیل پرسید" آن چیست که با چهار پا از تپه بالا می رود و
با سه پا به پایین باز می گردد؟" وکیل در این باره فکر کرد اما در انتها
تسلیم شده و 50 دلار به خانم پرداخت.. سپس از او پرسید که جواب چی بوده و خانم بی معطلی 5 دلار به او پرداخت کرد!!!! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت توسط olinda |
|
|
CREATING PERFECT RELATIONSHIPS?
ایجاد روابط خوب A person visited the government matchmaker for marriage, SDU, and requested "I am looking for a spouse.Please help me to find a suitable one." یه شخصی به یه SDU (واسطه ازدواج) مراجعه کرد و درخواست کرد"من بدنبال یک همسر هستم"لطفا مرا در یافتن یک همسر خوب کمک کن. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت توسط olinda |
|
|
A guy was seated next to a little girl on the airplane when the stranger turned to her and said, "Let's talk. I've heard that Flights go quicker if you strike up a conversation with your fellow passenger." پسری که در فرودگاه در نزدیکی صندلی دختر کوچکی نشسته بود یک لحظه غریبانه به طرفش برگشت و گفت :اجازه بدهید با هم صحبت کنیم . من شنیده ام پروازها سریعتر پیش می رود اگر تو شروع به مکالمه با هم قطاریت بکنی. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت توسط olinda |
|
|
1. A friend-یک دوست 2. A companion" همدم 3. A lover-" عاشق A brother.4-" برادر A father.5-" پدر A master.6" یک ارباب A chef.7--" سر آشپز An electrician.8-" مکانیک برق A carpenter.9-" نجار A plumber.10-" لوله کش " مکانیک.11 A mechanic 12. A decorator-" دکوراتور 13 .A stylist-" خوش سلیقه A psychologist.14-" روانشناس 15. A pest exterminator-" آفت کش "کل مطلب در ادامهء مطلب" ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت توسط olinda |
|
|
Banta singh letter to billgates Dear Mr. Bill Gates, آقای بیل گیتس عزیز: We have bought a computer for our home and we found problems, which I want to bring to your notice. ما برای خانه یک کامپیوتر خریدیم و مشکلاتی پیدا کردیم که بنده برای توجه شما مطرح می کنم. 1-بعد از وصل به اینترنت وقتی می خواهیم ایمیل باز کنیم و فرم هات میل را پر می کنیم در ستون پسوورد تنها چند ستاره ظاهر می شود اما در بقیه ء خانه ها هر چی تایپ می کنیم ظاهر می شودبا این مشکل فقط در پسوورد مواجه می شویم . ما این مسئله رو با فروشنده (سینگ سانتا) چک کردیم و او گفت : هیچ مشکلی در کیبورد وجود نداردبنابر این ما ایمیل ها رو با پسوورد ******** باز می کنیم من خواهشمندم این مشکل را شما چک کنید چون ما نمی دانیم پسووردمان چی هست؟ > 2. We are unable to enter anything after we click the 'shut down ' button. 2-وقتی ما کلید شات داون را فشار می دهیم قادر به وارد کردن هیچ چیزی نیستیم . > 3. There is a button 'start' but there is no "stop" button. We request you to check this3.. 3-اینجا یک دگمه ای بنام استارت است ولی دگمه ای بنام استوپ وجود نداردخودتان این را چک کنید. 5 > 5. One doubt is that any 're-scooter' available in system? As I find only 're-cycle', but I own a scooter at my home. -یک مسئلهءمشکوک اینکه آیا در سیستم روروک(re-scooter) وجود دارد چون من فقط re-cycle""پیدا کردم اما من خودم یک رورورک در خانه دارم. -اینجا یک دگمهءfind""است اما احتمالا کار نمی کند چون خانم من کلید منزل را گم کرده بود و ما با این دگمه دنبال کلید گشتیم اما پیدا نکرد. -هر شب من بخاطر محافظت ماوس از گربه نمی توانم بخوابم بنابراین پیشنهاد می کنم شما یک سگ برای کشتن گربه فراهم کنید. -لطفا زمانی را که شما پولهای ما رو که از بازی کارتها بردیم می دهید و همچنین کی خودتون جهت جمع کردن پولهایتان به منزل ما می آیید را تثبیت کنید . -بچه های من میکروسافت "کلمه"(word) را یاد گرفتند و حالا می خواهند میکروسافت "جمله " را یاد بگیرند بنابراین کی شما آنرا فراهم می کنید؟ Banta Singh با احترامات فراوان "بانتا سینگ" |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت توسط olinda |
|
|
Few Definitions School: A place where Papa pays and Son plays. مدرسه: یک جاییکه پدر پول پرداخت می کند و پسر بازی می کند . Life Insurance: A contract that keeps you poor all your life so that you can die Rich. بیمه ء عمر:یک قراردادی که شما رو در طول زندگی نیازمند می کند ودر موقع مردن ثروتمند. Nurse: A person who wakes u up to give you sleeping pills. پرستار:شخصی که از خواب بیدار می شود و به شما قرص خواب آور می دهد. Marriage: It's an agreement in which a man loses his bachelor degree and a woman gains her masters.ازدواج:یک توافقنامه ای که در آن مرد درجه لیسانسش را از دست میدهد(معنی لیسانس و تجرد در انگلیسی به یک معنیه و اشاره به اون دارد) و خانم درجهء استادی را کسب می کند. Divorce: Future tense of Marriage. طلاق:وخامت آیندهء ازدواج. Tears : The hydraulic force by which masculine willpower is defeated by feminine waterpower. اشک:یک نیروی هیدرولیک که در آن قدرت ارادهء جنس مذکر بوسیلهءقدرت آب جنس مونث شکست می خورد. Lecture: An art of transferring information from the notes of the Lecturer to the notes of the students without passing through "the minds of either" سخنرانی:یک هنر انتقال اطلاعات از نتهای سخنران به نتهای دانشجویان بدون اینکه به ذهنهای هر کدام خطور کند. Conference: The confusion of one man multiplied by the number present. کنفرانس :یک اختشاشی که یک شخص توسط تعدادی حضار ضرب و شتم میشود. Compromise : The art of dividing a cake in such a way that everybody believes he got the biggest piece. مصالحه:هنر تقسیم یک کیک به روشی که هر کسی فکر کند بزرگترین تکه رو دریافت کرده است. Dictionary : A place where success comes before work. دیکشنری:جاییکه نتیجه قبل از کار می آید. Conference Room : A place where everybody talks, nobody listens and everybody disagrees later on. اتاق کنفرانس:جائیکه همه صحبت می کنند و هیچ کسی گوش نمی دهد و بعدا هر شخصی عدم موافقت اعلام می کند. Father : A banker provided by nature. پدر:یک بانکر که ذاتا تامین شده است . Criminal: A guy no different from the rest....except that he got caught. جنایتکار:شخصی که استراحت مفهومی ندارد مگر اینکه دچار سرفه شود. Boss : Someone who is early when you are late and late when you are early. رئیس:شخصی که اول است وقتی تو تاخیر داری و تاخیر دارد وقتی که تواول هستی . Politician : One who shakes your hand before elections and your Confidence after. سیاستمدار:شخصی که قبل از انتخابات دستش را و بعد از انتخابات صمیمیتش رو تکان می دهد. Doctor : A person who kills your ills by pills, and kills you by bills. دکتر:شخصی که مریضت رو با قرص و خودت رو با صورتحساب می کشد. Classic : Books, which people praise, but do not read. ادبیات روم باستان:کتابی که مردم پرستش می کنند ولی نمی خوانند. Smile : A curve that can set a lot of things straight. خنده:منحنی که بسیاری از مسائل را بی پرده مشخص می کند. Office : A place where you can relax after your strenuous home life. اداره: یک جایی برای استراحت بعد از یک کار فعال خانگی. Yawn: The only time some married men ever get to open their mouth. خمیازه:تنها زمانیکه بعضی آقایون می توانند دهانشون رو باز کنند. Etc ..: A sign to make others believe that you know more than you actually do. وغیره:یک علامتی برای متقاعد کردن دیگران که شما واقعا بیشتر از اونیکه انجام دادید می دونید. Committee : Individuals who can do nothing individually and sit to decide that nothing can be done together. شوری:افرادی که خود قادر به انجام هیچ کاری نیستندو دور هم گرد می آیند و تصمیم می گیرند تا آن هیچ کار را انجام دهند. Experience : The name men give to their mistakes. تجربه:نامی که مردم بر روی خطا هایشان می گذارند Atom Bomb : An invention to end all inventions. بمب اتمی:یک اختراعی برای ختم غائلهء تمام اختراعات. Philosopher : A fool who torments himself during life, to be spoken of when dead فیلسوف:نادانی که در طول زندگی خود را عذاب می دهد تا بعد از مرگش بر سر زبانها باشد |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوم تیر 1387ساعت توسط olinda |
|
|
خانه ایمیل آرشیو |
| درباره وبلاگ |
هر کس بخواهد از بی سوادی دنیا نجات یابد باید زبان بین المللی را یاد بگیرد!
|
| پیوندهای خودمونی! |
|
وبلاگ نی نی کوچولوی بالایی! نبینی باختی!.......وبلاگ دوم ... |
|
RSS
|