![]() |
![]() |
|
| آموزش زبان انگلیسی-مطالب علمی-داستانها-شعرها-آهنگها-smsها-جوک-ضرب المثلها و بروزترین متون انگلیسی |
|
Love میشه خدا رو حس کرد تو لحظه های ساده We can feel the God, in very simple moments تو اضطراب عشق و گناه بی اراده In the loves anxiety and the undesired sin بی عشق عمر آدم بی اعتقاد میره Man’s life will go for nothing without love هفتاد سال عبادت، یک شب به باد میره، یک شب به باد میره And 70 years of praying will be lost just in one night, just in one night وقتی که عشق آخر تصمیمشو بگیره When all is set and done for love کاری نداره زوده، یا حتی خیلی دیره It doesn’t care whether it’s soon or it’s too late ترسیده بودم از عشق، عاشق تر از همیشه I was afraid of Love, while I was so in love than ever هرچی محال می شد، با عشق داره میشه، Whatever was impossible is getting possible with love انگار داره میشه Sounds like it’s getting possible عاشق نباشه آدم حتی خدا غریبست When you’re not in Love, even God is a stranger از لحظه های حوا، هوا میمونه و بس And the man’s life is fruitless نترس اگه دل تو از خواب کهنه پاشه Don’t be afraid if your heart wakes up from an old dream شاید خدا قصتو از نو نوشته باشه، از نو نوشته باشه My be God has written your story from the beginning وقتی که عشق آخر تصمیمشو بگیره When all is set and done for love کاری نداره زوده، یا حتی خیلی دیره It doesn’t care whether it’s soon or it’s too late ترسیده بودم از عشق، عاشق تر از همیشه I was afraid of Love, while I was so in love than ever هرچی محال می شد، با عشق داره میشه، Whatever was impossible is getting possible with love انگار داره میشه Sounds like it’s getting possible |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت توسط olinda |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت توسط olinda |
|
|
> > In a Chinese modern dance competition on TV, one very > > He could bend horizontally supported |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت توسط olinda |
|
|
One swallow doesn,t make a summer با یک |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت توسط olinda |
|
|
.Nausea تهوع Sneeze عطسه Hiccup سکسکه
. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت توسط olinda |
|
|
جواب شوهر به نامهء همسرش اول نوشت: بازدید کنندگان عزیز قبل از اینکه این قسمت را مطالعه بفرمایید لطفا قسمت اول را بازبین نمایید بعد... اینجوری جالبتره! Dear EX-wife, همسر عزیز قبلیم, Nothing has made my day more than receiving your letter. هیچ چیز مثل دریافت نامه ی تو منو خوشحال نکرده. It's true that you and I have been married for seven years, although a این درست است که من و تو 7 سال با هم ازدواج کردیم گرچه ,زن خوب با چیزی که تو بودی خیلی فرق داره.good woman is a far cry from what you've been. I watch my shows so much because they drown out your constant whining and griping. Too bad that doesn't work. من خیلی زیاد به شوهایم تماشا کردم زیرا آنها نق زدنها و فشارهای همیشگی تو را خفه می کرد. I DID notice when you got a hair cut last week, but the first thing من متوجه شده بودم که هفته گذشته تو موهایت را کوتاه کرده بودی ولی اولین چیزی که به ذهنم رسید " تو شبیه یک پسر شده بودی"that came to mind was 'You look just like a boy'! Since my mother raised me not to say anything if you can't say something nice, don't comment . از اونجائیکه مادرم مرا نصیحت کرده که حرف نزن زمانیکه نمی تونی چیز خوبی بگویی بنابراین هیچ نظری ندادم. And when you cooked my favorite meal, you must have gotten me confused with my brother, because I stopped eating meat seven years ago . و زمانیکه تو غذای دلخواه مرا درست کردی مرا با برادرم اشتباه گرفتی زیرا من خوردن گوشت را 7 سال پیش ترک کرده ام. About those new silk lingerie: I turned away from you because the ?49.99 price tag was still on them, and I prayed that it was a coincidence that my brother had just borrowed fifty quid from me that morning. در باره زیرپوشهای ابریشمی تازه ات:من وقتی برچسب قیمت آنها رو دیدم ازت رو برگرداندم و دعا کردم (چون قیمت 49.99بود) که انشالله این یه تصادف باشه که برادرم امروز صبح 50 quidاز من قرض کرده بود! Even after all of this, I still loved you and felt we could work it out.. So when I hit the lottery for ten million pounds, I quit my job and bought us two tickets to Jamaica . حتی بعد از همه این قضایا من هنوز دوستت داشتم و احساس کردم می تونیم درو از اینها با هم باشیم ......بنابراین وقتی 10 میلیون پوند از قرعه کشی برنده شدم کارم را ول کردم و برای سفر به جامائیکا 2 تا بلیط گرفتم. But when I got home you were gone. اما زمانیکه اومدم خونه تو رفته بودی. Everything happens for a reason, I guess. من حدس می زنم همه چیز بخاطر یک موضوع اتفاق افتاد. I hope you have the fulfilling life you always wanted . امیدوارم زندگی با شکوهی داشته باشی طوریکه همیشه می خواستی. My lawyer said that the letter you wrote ensures you won't get a penny from me. So take care. وکیلم بهم گفت نامه ای که تو نوشتی تضمین می کنه که تو نمی تونی یک پنی هم از من بگیری! Signed, امضاءYour EX-husband, Rich As Hell and Free! شوهر سابقت , فارغ از جهنم و آزاد ! P.S. I don't know if I ever told you this, but my brother Carl was born Caroline. I hope that's not a problem . پی نوشت: نمی دونم این را قبلا بهت گفتم یا نه , اما برادر من کارل , کارولین(دختر) بدنیا آمده بود! .امیدوارم آن مشکل ساز نباشد. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت توسط olinda |
|
|
نامهء خانم به شوهرش Dear Husband, شوهر عزیزم,
من این نامه رو برات نوشتم که بهت بگم من تورا برای همیشه ترک می کنم.
tell me that you quit your job today and that was the last straw. تو این 7 سال من زن خوبی برات بودم و برات ابراز نکرده بودم .این دو هفته اخیر برا من عین جهنم شده است .رئیست تو تلفن بهم گفت که تو کارت را امروز ول کرده ای دیگه کاسهء صبرم لبریز شده است.
watching all of your shows.. هفته گذشته وقتی اومدی خونه اصلا توجه نکردی که من موهام رو کوتاه کرده بودم و غذای مورد علاقه ات رو درست کرده بودم و همچنین یک لباس زیر ست مارک دار پوشیده بودم .تو غذایت را تو 2 دقیقه خوردی و بعد از تماشا کردن همه شوهایت مستقیما به خواب رفتی.
you don't love me anymore; whatever the case, I'm gone تو اصلا بهم نگفتی که دوستم داری و تو س.ک.س و هیچ چیز دیگه ای که بتونه ما رو مثل یک زن و شوهر به هم نزدیک کنه ازم نخواستی ! بهر حال یا تو تا حالا مرا گول زده بودی یا هیچوقت مرا دوست نداشتی! بخاطر همین من رفته ام.
Your EX-wifeزن قبلیت پی نوشت:برا پیدا کردن من تلاش نکن .........برادرت و من با هم تو راه اسپانیا هستیم! زندگی خوبی داشته باشی. پی نوشت من: جواب شوهر به نامهء زنش را در قسمت دوم پست خواهم کرد که جالب هم هست! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت توسط olinda |
|
|
یه سری سوالاتی توسط دکتر گلاره دکترای فیلسوف طرح شده( دستشون درد نکنه) و بعضی از دوستان وبلاگ نویس بعنوان بازی با سوالات به این سوالات جواب می دهند (البته بیشتر بلاگرهای وبلاگهای شخصی)بنده هم این دفعه تصمیم گرفتم تو این بازی شرکت کنم !بعد از اینکه بازی دوست های عزیزمون خانم زیگزاگ و موسیو گلابی رو دیدم. 1. تا حالا شده خواب باشین و یه جورایی احساس کنین و بفهمین که همه چی خوابه و تموم میشه؟ حالا اگه امروز یکی بگه همهی این دنیایی که دارید لمس میکنید و میبینید با همهی اتفاقاتش فقط یه خوابه، آیا شما با وجود اینکه نمیدونین تو بیداری و تو دنیای واقعی چی انتظارتون رو میکشه باز دوست دارین بیدار شین؟ به نظرتون بیدار که شدین با چه جور دنیایی مواجه میشین؟ قشنگتر از الآن یا ...؟
XX-XY
والا ما که بچه بودیم نه تاسف گذشته رو می خوردیم چون حال خوبی داشتیم! و نه دغدغهء آینده اونقد سرمون تو بازی و دنیای بچگی خودمون بود که انگار نه انگار آینده ای هست چه رسد به رویا ها و آرزوهاش! 1.مردها دنیا و زندگی رو با بهترین و مجهز ترین امکانات و تفریحات و با بیشترین ثروتها و سیرو سیاحتش بدون زن بی مفهوم می دونند ولی زنها بالعکس !( البته اگه اغراق کردم و مطلق نوشتم به مانند اینه که 97% رو روند 100% بنویسی یا معلمی که نمره 19/75 رو بیست بده!) ویولت-آنی دالتون-شب گیر- موسیو گلابی چرا بین غرب و شرق این همه تفاوت !؟مگه هر دو از یک کره و مردمانش مربوط به یک عصر و زمان نیستند؟! چراغ خواب ظریف چینی که به شکل عروس دوماد هست و آ قای مستر ما در بچگی با پول قلکش خریده اونقد دوستش دارم که بهش گفتم اگه ما طلاق هم بگیریم این چراغ خواب رو من برمی دارم! ماوس رو با یه انگشت میشه تکان داد و درخت را باد حتی می تونه از جاش بکنه ولی سیاست را چند میلیون نفر هم شاید نتونند تکان دهند! |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیستم تیر 1388ساعت توسط olinda |
|
|
CISCO: کوتاه شده از San Francisco. Google: گوگل به معنی عدد ۱ که ۱۰۰صفر جلوی آن باشد است. موسسین گوگل بخاطر نشان دادن گستردگی صفحاتی که گوگل آنها را جستجو میکند این نام را انتخاب کردند. Apple: چون وقت بیشتری نداشتند قرار بوده تا ساعت ۵ عصر بهترین نام پیشنهادی برای شرکت انتخاب شود اما هیچ کس نامی پیشنهاد نکرد و Steve Jobs طبق معمول در حال خوردن میوهی مورد علاقهاش سیب بود و قرار شد نام Apple به معنی سیب را بر روی شرکت بگذارند. Hot Mail: کسانی که نام این سرویس را انتخاب کردند دنبال یک نام زیبا میگشتند که آخر آن Mail داشته باشد و در آخر HotMail را انتخاب کردند چون هم زیبا بود و هم حروف HTML که نام زبان برنامهنویسی صفحات وب است در آن بود. HP: دو حروف اول نام خانوادگی موسسین آن Bill Hewlett و Dave Packard آنها برای اینکه ببیند نام شرکتشان را HP بگذارند یا PH شیر یا خط کردند! Microsoft: برگرفته از اول دو کلمهی Microcomputer Software که ابتدا Micro-Soft بود و خط فاصلهی آن بعدآ حذف شد. RedHat: پدر بزرگ Marc Ewing موسس RedHat (به معنی کلاه قرمز) یک کلاه قرمز با خط های سفید به او یادگاری داده بود ولی او گمش کرد و هرچقدر هم گشت پیدایش نکرد به همین دلیل اسم این پروژهی کاریش را RedHat گذاشت و در قسمتی از راهنمای آن نیز از کاربرانش خواسته اگر کلاه قرمز او را پیدا کردند به او برش گردانند. Apache: موسس آپاچی شروع به تصحیح (Patch) کد های NCSA httpd daemon کرده بود و نتیجه یک سرور وصله پینه زده (Patchy) شده بود پس نام آن را Apache گذاشت (A patchy server) SUN: این شرکت توسط ۴ دوست هم دانشگاهی در دانشگاه Stanford تاسیس شد و SUN مخفف عبارت “Stanford University Network” به معنی «شبکهی دانشگاه استنفورد» است. Yahoo: در کتابی که Jerry Yang و David Filo موسسین یاهو خوانده بودند (کتاب Gulliver’s Travels نوشتهی Jonathan Swift) انسان های عریان اولیه و زشت را «یاهو» معرفی کرده بود و موسسین یاهو نیز چون خود را همانند یاهو های یاد شده در آن کتاب میدانستند این اسم را انتخاب کردند. AltaVista: در اسپانیایی به معنی «دید وسیع» است. Intel: موسسین این شرکت Robert Noyce و Gordon Moore میخواستند اسم شرکتشان را “Moore Noyce” بگذارند ولی این اسم را یک هتل قبلآ ثبت کرده بود پس نام Intel را از اول دو کلمهی “Integrated Electronics” (یعنی «تجهیزات الکترونیکی یکپارچه») برداشتند. Nero Burning ROM: از جملهی”Nero Burning Rome” گرفته شده است. زیرا پادشاهی به نام نرو روم را به آتش کشید. AMD: مخفف “Advanced Micro Devices” یعنی «ریز تجهیزات پیشرفته». AT&T: برگفته از عبارت “American Telephone And Telegraph”. BBC: برگرفته از عبارت “British Broadcasting Corporation”. BenQ: برگرفته از عبارت “Bringing ENjoyment and Quality to life” به معنی «آوردن شادی و کیفیت در زندگی». CocaCola: برای طعم دادن به نوشیدنی های این شرکت از برگهایی به نام coca و میوهای به نام Kola استفاده میشود که موسس آن Kola را به Cola تغییر داد تا شکل نوشتاری نام شرکتش زیباتر باشد. Samsung: به معنی «۳ ستاره» در زبان کرهای. Sony: از لغت لاتین “Sonus” به معنی صدا گرفته شده و”Sonny” یک اصطلاح خیابانی آمریکایی به معنی «جوان باهوش» است. شرکت سونی این کلمه را به “Sony” تغییر داد تا راحت تر و زیباتر تلفظ شود. Nike: (بخوانید نایکی) خدای پیروزی یونانیان باستان. Adidas: برگرفته از نام موسس آن Adolf(Adi) Dassler. Daewoo: به معنی «جهان بیهمتا» در زبان کرهای منبع:rrp.blogfa |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفدهم تیر 1388ساعت توسط olinda |
|
|
1.Many a little makes a mickle قطره, قطره جمع شود وانگهی دریا شودLittle and often fills the purse.2 |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه شانزدهم تیر 1388ساعت توسط olinda |
|
|
ولادت امام علی (ع) +روز پدر بر تمامی کاربران گرامی بالاخص برای پدران ارجمند مبارک باد.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت توسط olinda |
|
|
.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت توسط olinda |
|
|
جوک انگلیسی...5 اول نوشت -نویسنده گفته: نه تنها زننده نیست بلکه خیلی هم شوخه!!Not vulgar-pure humor A girl asks her boyfriend to come over Friday night to meet & have dinner with her parents. Since this is such a big event, the girl announces to her boyfriend that after dinner, she would like to go out & make love for the first time. The boy is ecstatic, but he has never had sex before, so he takes a trip to the pharmacist to get some condoms. He tells the pharmacist it's his first time & the pharmacist helps the boy for about an hour. He tells the boy everything there is to know about condoms & sex. At the register, the pharmacist asks the boy how many condoms he'd like to buy, a 3-pack, 10-pack, or family pack. The boy insists on the family pack because he thinks he will be rather busy, it being his first time & all. That night, the boy shows up at the girl's parents house & meets his girlfriend at the door.. 'Oh, I'm so excited for you to meet my parents, come on in!' The boy goes inside & is taken to the dinner table where the girl's parents are seated. The boy quickly offers to say grace & bows his head. A minute passes & the boy is still deep in prayer, with his head down. 10 minutes pass & still no movement from the boy. Finally, after 20 minutes with his head down, the girlfriend leans over & whispers to the boyfriend, 'I had no idea you were this religious.' The boy turns & whispers back, 'I had no idea your father was a pharmacist!!
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت توسط olinda |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت توسط olinda |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه ششم تیر 1388ساعت توسط olinda |
|
|
A garden full of weeds عالم بی عمل زنبور بی عسل |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت توسط olinda |
|
|
خانه ایمیل آرشیو |
| درباره وبلاگ |
هر کس بخواهد از بی سوادی دنیا نجات یابد باید زبان بین المللی را یاد بگیرد!
|
| پیوندهای خودمونی! |
|
نبینی باختی!.......وبلاگ دوم ... |
|
RSS
|