![]() |
![]() |
|
| آموزش زبان انگلیسی-مطالب علمی-داستانها-شعرها-آهنگها-smsها-جوک-ضرب المثلها و بروزترین متون انگلیسی |
|
On August 7 , 2009
1 2 3 4 5 6 7 8 9 Amaze your friends, be the first to tell them ... At 12hr 34 minutes and 56 seconds on the 7th of August this year, the time and date will be 12:34:56 07/08/09 This will never happen in your life again!!!! |
|
+ نوشته شده در
شنبه سی ام خرداد 1388ساعت توسط olinda |
|
|
Cradle گهواره |
|
+ نوشته شده در
شنبه سی ام خرداد 1388ساعت توسط olinda |
|
|
عشق مادری روز زن و روز مادر را به تمامی زنان عزیزو مادران مهربان تبریک عرض می نمایم بالاخص برای زنان و مادران مهربان,فداکار,وفادارو خوشگل و ناز ایرانی! 1-زمانیکه تو یکساله بودی او تورا تغذیه و تروخشک می کرد و تو با گریه کردن در طول شب ازش تشکر می کردی. 2-زمانیکه تو 2 ساله بودی او تورا به قدم زدن وادار می کرد و تو با امتناع از صدا کردنش ازش تشکر می کردی. 3-زمانیکه تو 3 ساله بودی او با عشق و علاقه زیاد غذایش را به تو می داد و تو با برگرداندن بشقابش بر روی زمین ازش تشکر می کردی. 4-زمانیکه تو 4 ساله بودی او مداد رنگی دستت می داد و تو با رنگ کردن میز غذاخوری ازش تشکر می کردی. 5-زمانیکه تو 5 ساله بودی او برای شرکت در جشن بالی وبرایت لباس می پوشاند و تو با تلپی توی آب افتادن ازش تشکر می کردی. 6-زمانیکه تو 6 ساله بودی او تو را به مدرسه برد و تو با جیغ و داد و امتناع از رفتن ازش تشکر کردی. 7-زمانیکه 7 ساله بودی او برایت توپ "بیس بال" خرید و تو با پرت کردن توپ به پنجره همسایه ازش تشکر کردی. 8-زمانیکه 8 ساله بودی برایت بستنی خرید و تو با گفتن "مزاحم تمریناتم نشو"ازش تشکر کردی. 9-در سن 9 سالگیت او برای کلاسهای پیانویت پول پرداخت می کرد و تو با گفتن "هرگز موقع تمریناتم مزاحمم نشو "ازش تشکر کدی. 10-زمانیکه 10 ساله بودی کل روز را بات رانندگی کرد از فوتبال به پیمناستیک و از پیمناستیک به جشن تولد و تو با پیدن از ماشین بدون نگاهی به پشت سرت ازش تشک کردی. 11-در سن 11 سالگی او تو دوستانت رو به سینما بد و تو با گفتن "تو در ردیف دیگه ای بشین "ازش تشک کردی. 12-در 12 سالگی او برای تماشای شوهای مخصوص تلویزیون بهت هشدار می داد و تو با انتظار ترک خانهء مادرت ازش تشکر می کردی. 13-در سن 13 سالگی برای کوتاه کردن موهایت بهت اخطار می داد و تو با این جواب "تو سلیقه ندای"ازش تشک می کردی. 14-در 14 سالگی تو را برای یک اردوی تابستانی ثبت نام کرد و تو با "دریغ ازاسال یک نامه"ازش تشکر کردی . 15-زمانیکه 15 ساله بودی و مادرت از سرکار بر می گشت بدنبال بغل کردنت بود و تو با بستن در اتاق خوابت ازش تشکر می کردی. 16-در 16 سالگیت او به این فکر بود که چطور با ماشینش رانندگی کنی و توبا ماشینش را تصادفی وهر موقع که دلت می خواست بر می داشتی . 17-زمانیکه 17 ساله بودی او منتظر یک تلفن مهم بود و تو با اشغال تلفتن در طول شب ازش تشکر می کردی. 18-زمانیکه 18 ساله بودی تو را به تحصیلات دبیرستانی هدایت می کرد و تو با صرف و قتت در پارتی تا سپیده صبح ازش تشکر می کردی. 19-د 19 سالگیت شهریه دانشگاهت رو پرداخت می کرد و تو را تا دم دانشگاه می برد و تو با خداحافظیت در خارج از خوابگاه ازش تشکر کردی چون مایل نبودی جلو دوستانت تو را بغل کند. 20-در 20 سالگیت ازت پرسید "آیا کسی رو می بینی؟" و تو با گفتن " مگه تو فضولی " ازش تشکر کردی. 21-در 21 سالگیت یکی رو بهت پیشنهاد داد و تو با گفتن "من نمی خواهم مثل تو باشم" ازش تشکر کردی. 22-در 22 سالگیت بخاطر فارغ التحصیلیت تو رو بغل کرد و تو با گفتن " باید یک بلیط سفر به اروپا برام تهیه کنی " ازش تشکر کردی. 23-در 23 سالگیت او برای اولین آپارتمانت مبلمان داد و تو با گفتن به دوستانت که زشت بودند ازش تشکر کردی. 24-در 24 سالگیت با دیدن نامزدت در مورد تصمیمت سوال کرد و تو با چشم غره رفتن و غر زدن ازش تشکر کردی. 25-در 25 سالگیت برای هزینه عروسیت کمکت کرد و با گریه گفت که چطور از ته دل دوستت دارد و تو در مسیر دهکده با تغییر مسیر از نیمه راه ازش تشکر کردی. 26-در 30 سالگیت در مورد بچه دار شدنت سوال کرد و تو با گفتن " الان همه چیز فرق می کند " ازش تشکر کردی. 27-در 40 سالگیت او تو را به یک روز تولد به یاد ماندنی دعوت کرد و تو با گفتن " فعلا سخت مشغولم "ازش تشکر کردی. 28- در 50 سالگیت او مریض شد و به مراقبت تو احتیاج داشت و تو با گفتن"والدین سربار بچه هایشان هستند" ازش تشکر کردی. و ناگهان، یک روز مادر به آرامی جان داد، و هر کاری که تاحالا برایش نکرده بودی، مانند صاعقه به قلبت اصابت کرد... __________________ ایضا:تصاویر مادران و دلبندانشان |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت توسط olinda |
|
|
.Birds of a feather flok to gether کبوتر با کبوتر باز با باز ,کند هم جنس ,با هم جنس پرواز |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388ساعت توسط olinda |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت توسط olinda |
|
|
جوک انگلیسی.........4 BASTARD.....حرامزاده! 1-بعضی متون رو ترجمه نکنم خیلی بهتر ه !هم به نفع شماست چون اگه متن فارسیش باشه که اصلا تو وبلاگ نمیذارم و هم به نفع بنده هست که راحت فقط کپی-پیست می کنم به همین سادگی!منتها فونت این نوع متون اصلا به رنگ سفید جواب نمی دهند شایدم چون زرد رنگ احتیاط است! GIRL: I have sinned. I called my boyfriend a BASTARD PSYCHIATRIST: Well now, that's not a nice thing to call anyone, so what did he do to deserve that? |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت توسط olinda |
|
|
He vs she in Office !How the company views its employees. (HE VS SHE)
تفاوت ارزیابی کارمندان آقا و خانم در یک شرکت! 1. The family picture is on HIS desk. Ah, a solid, responsible family man. آقا:عکس خانواده اش روی میزش است .
اوه ,مرد خانواده دوستی است. The family picture is on HER desk.
Umm, her family will come before her career. خانم:عکس خانواده اش روی میزش است.
اوم, خانواده اش براش مهم تر از کارش است. 2. HIS desk is cluttered.
He's obviously a hard worker and a busy man. آقا:میزش بهم ریخته است .
او یقیننا مرد کاری و مشغولی است. HER desk is cluttered.
She's obviously a disorganised scatterbrain خانم:میزش بهم ریخته است .
او یقیننا با ذهن مخشوشش تشکیلات رو بهم زده است. 3. HE is talking with his co-workers.
He must be discussing the latest deal آقا:با همکارانش صحبت می کند.
او حتما در مورد آخرین معامله بحث می کند. SHE is talking with her co-workers.
She must be gossiping. خانم:با همکارانش صحبت می کند.
او احتمالا شایعه پراکنی می کند. 4... HE's not at his desk.
He must be at a meeting. آقا:سر میزش نیست .
او احتمالا به یک میتینگ رفته است. SHE's not at her desk.
She must be in the ladies' room. خانم:در سر میزش نیست .
او باید در اتاق خانمها باشد. 5. HE's not in the office..
He's meeting with customers. آقا:در اداره نیست.
او با مشتری ها میتینگ دارد. SHE's not in the office.
She must be out shopping. خانم:در اداره نیست.
او بیرون و برای خرید رفته است. 6. HE's having lunch with the boss.
He's on his way up. آقا:با رئیس صرف ناهار دارد.
او خودش را بالا می کشد. SHE's having lunch with the boss.
They must be having an affair. خانم:با رئیس صرف ناهار دارد.
او احتمالا با رئیس عشق بازی دارد. 7. The boss criticised HIM.
He'll prove his performance. آقا:رئیس ازش انتقاد کرده است.
او شاهکارش را ثابت خواهد کرد. The boss criticized HER.
She'll be very upset. خانم:رئیس ازش انتقاد کرده است.
او خیلی دگرگون خواهد شد. 8. HE got an unfair deal.
?Did he get angry آقا:یک معاملهء نا مناسب انجام داده است. آیا او عصبانی است؟ SHE got an unfair deal.
Did she cry? خانم:یک معاملهء نا مناسب انجام داده است .
آیا او گریه می کند؟ 9. HE's getting married.
He'll get more settled. آقا:ازدواج کرده است.
او جایگاهش را محکم تر خواهد کرد. SHE's getting married.
She'll get pregnant and leave. خانم:ازدواج کرده است .
او حامله شده و اداره را ترک خواهد کرد. 10. HE's having a baby.
He'll need a raise.
آقا:صاحب بچه شده است.
او به ارتقاء درجه نیاز خواهد داشت. SHE's having a baby.
She'll cost the company money in maternity benefits. خانم:صاحب بچه شده است.
او پول شرکت رو برای منافع مادری خرج خواهد کرد HE's going on a business trip.11
It's good for his career. آقا:به یک سفر تجارتی خواهد رفت.
آن برای شغلش خوبست. SHE's going on a business trip.
What does her husband say? خانم:برای سفر تجارتی خواهد رفت.
شوهرش چی خواهد گفت؟! 12. HE's leaving for a better job. He knows how to recognise a good opportunity. آقا:شرکت را بخاطر یک شغل خوب ترک می کند.
او می دونه چطور فرصت خوب را تشخیص دهد. SHE's leaving for a better job. Women are not dependable خانم:شرکت را بخاطر یک شغل خوب ترک می کند.
خانمها قابل اعتماد نیستند! |
|
+ نوشته شده در
شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت توسط olinda |
|
|
Flying saucer بشقاب پرنده
Saucer نعلبکی
|
|
+ نوشته شده در
جمعه پانزدهم خرداد 1388ساعت توسط olinda |
|
|
زنگ تفریح و تفکر!.....14 پی نوشت: 1-تیتر زنگ تفریح به زنگ تفریح و تفکر تغییر داده شد چون اکثرا کارهای هنری در این قسمت ارائه داده میشه که واقعا دور از ذهن و برجسته می باشند و واقعا آدم رو به تفکر وا می دارند هم به استعدادو خلاقیت هنرمندانشان و به قدرت آفرینش خالق چنین استعدادهایی .2- این موضوع را جایگزین تصاویر قبلی (ماکت های مناطق دیدنی جهان)کردم چون تصاویر قبلی رو در سایت گیگا آپلود کرده بودم و فعلا دچا ر مشکل شده و تصاویر باز نمی شوند. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت توسط olinda |
|
|
Before the marriage : |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت توسط olinda |
|
|
She must suffer in silence باید سوخت و ساخت |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت توسط olinda |
|
|
Personal perception
پی نوشت1: دقیقا قصهء ملانصرالدین خودمونه چون موضوع داستان کاملا مشخصه دیگه ترجمه نکردم کافیه یک خط اولشو مطالعه کنین متوجه قضیه می شوید. پی نوشت 2:ترجمه نکردن بهتر از آپ نکردن است! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت توسط olinda |
|
|
Comence شروع کردن Comerce تجارت Commend ستودن Command فرمان دادن .Abandon رها کردن Abundont فراوان
|
|
+ نوشته شده در
شنبه نهم خرداد 1388ساعت توسط olinda |
|
|
باید تورو پیدا کنم، شاید هنوزم دیر نیست تو ساده دل کندی ولی، تقدیر بی تقصیر نیست با اینکه بی تاب منی، بازم منو خط می زنی باید تورو پیدا کنم، تو با خودت هم دشمنی کی با یه جمله مثل من میتونه آرومت کنه اون لحظه های آخر از رفتن پشیمونت کنه I must find you; maybe it’s not too late دلگیرم از این شهر سرد، این کوچه های بی عبور وقتی به من فکر می کنی، حس می کنم از راه دور آخر یه شب این گریه های سوی چشامو می بره عطر تنی از پیرهنی که جاگذاشتی می پره I’m offended with this cold city, with these lonely streets باید تورو پیدا کنم هر روز تنها تر نشی راضی به با من بودنت، حتی از این کمتر نشی پیدات کنم حتی اگه، پروازمو پر پر کنی محکم بگیرم دست تو احساسمو باور کنی پیدات کنم حتی اگه، پروازمو پر پر کنی محکم بگیرم دست تو احساسمو باور کنی I must find you, so you won’t get lonelier day after day باید تورو پیدا کنم، شاید هنوزم دیر نیست تو ساده دل کندی ولی، تقدیر بی تقصیر نیست باید تورو پیدا کنم هر روز تنها تر نشی راضی به با من بودنت، حتی از این کمتر نشی I must find you right now; maybe it’s not too late You gave up so easily but the fate’s not innocent too I must find you, so you won’t get lonelier day after day Willing to stay with me, not to get worst than this rrp.blogfa:منبع |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت توسط olinda |
|
|
ازدواج:یک توافقنامه ای که در آن مرد درجه لیسانسش را از دست میدهد(معنی لیسانس و تجرد در انگلیسی به یک معنیه و اشاره به اون دارد) و خانم درجهء استادی را کسب می کند.
Tears : The hydraulic force by which masculine willpower is defeated by feminine waterpower. فیلسوف:نادانی که در طول زندگی خود را عذاب می دهد تا بعد از مرگش بر سر زبانها باشد! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت توسط olinda |
|
|
God helps those who help themselves از تو حرکت از خدا برکت |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت توسط olinda |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دوم خرداد 1388ساعت توسط olinda |
|
|
خانه ایمیل آرشیو |
| درباره وبلاگ |
هر کس بخواهد از بی سوادی دنیا نجات یابد باید زبان بین المللی را یاد بگیرد!
|
| پیوندهای خودمونی! |
|
بروزترین کلیپ های تصویری خارجی!.......وبلاگ دوم ... |
|
RSS
|