![]() |
![]() |
|
| آموزش زبان انگلیسی-مطالب علمی-داستانها-شعرها-آهنگها-smsها-جوک-ضرب المثلها و بروزترین متون انگلیسی |
|
سلام بر دوستان نازنین ,بازدیدکنندگان عزیز و میهمانان گرامی سال نو بر همگی مبارک ,توام با شادی و سلامتی و موفقیت . I hope you have the world by the tailامیدوارم دنیا به کامتان باشد. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه سی ام اسفند 1387ساعت توسط olinda |
|
|
Continence اختیار نتیجه Conclusion Inclusion شامل انسداد Occlusion |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت توسط olinda |
|
|
If some one feels that they had neVer made a mistake in their life Then it means they had never tried a new thing in their life.
EINSTEIN -اگر شخصی فکر کند که در زندگی هیچ اشتباهی نکرده است به این معنی است که هرگز برای راه تازه ای در زندگی سعی نکرده است. انشتین |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و چهارم اسفند 1387ساعت توسط olinda |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387ساعت توسط olinda |
|
|
در حالیکه به بازی "چرخ چرخ" مشغولند؟
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعت توسط olinda |
|
|
Easy is to forgive others Difficult is to ask for forgiveness عفو و بخشیدن دیگران آسان است . Easy is to set rules. Difficult is to follow them... تنظیم قوانین آسان است .
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت توسط olinda |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سیزدهم اسفند 1387ساعت توسط olinda |
|
|
جوک انگلیسی-فارسی......(1)
A blonde and a lawyer sit next to each
other on a plane یک خانم بلوند و یک وکیل در هواپیما کنار هم نشسته بودند.. The lawyer asks her to play a game. وکیل پیشنهاد یک بازی را بهش داد. If he asked her a question that she didn't know the answer to, she would have to pay him five dollars; And every time the blonde asked the lawyer a question that he didn't know the answer to, the lawyer had to pay the blonde 50 dollars. چنانچه وکیل از خانم سوالی بپرسد و او جواب را نداند، خانم باید 5 دلار به وکیل بپردازد و هر بار که خانم سوالی کند که وکیل نتواند جواب دهد، وکیل به او 50 دلار بپردازد.
So the lawyer asked the blonde his
first question, "What is the distance between the Earth and the nearest
star?" Without a word the blonde pays the lawyer five dollars. سپس وکیل اولین سوال را پرسید:" فاصله ی زمین تا نزدیکترین ستاره چقدر است؟ " خانم بی تامل 5 دلار به وکیل پرداخت.
The blonde then asks him, "What goes up
a hill with four legs and down a hill with three?" The lawyer thinks
about it, but finally gives up and pays the blonde 50 dollars سپس خانم از وکیل پرسید" آن چیست که با چهار پا از تپه بالا می رود و
با سه پا به پایین باز می گردد؟" وکیل در این باره فکر کرد اما در انتها
تسلیم شده و 50 دلار به خانم پرداخت.. سپس از او پرسید که جواب چی بوده و خانم بی معطلی 5 دلار به او پرداخت کرد!!!! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت توسط olinda |
|
|
نسبت دادن attribute to ارتفاع altitude magnitude بزرگی |
|
+ نوشته شده در
شنبه دهم اسفند 1387ساعت توسط olinda |
|
|
MOTHER TERASA
-اگر ما اشخاص را که می بینیم دوست نداشته باشیم
چطور می تونیم خدا رو که نمی بینیم دوست داشته باشیم . مادر ترازا |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت توسط olinda |
|
|
1. Falling in love.
-عاشق شدن. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت توسط olinda |
|
|
ابزارها
(براي ديدن معني فارسي، اشارهگر
ماوس را روی تصوير مربوطه نگه داريد.)
ادامه مطلب |
||||||||
|
+ نوشته شده در
جمعه دوم اسفند 1387ساعت توسط olinda |
|
|
خانه ایمیل آرشیو |
| درباره وبلاگ |
هر کس بخواهد از بی سوادی دنیا نجات یابد باید زبان بین المللی را یاد بگیرد!
|
| پیوندهای خودمونی! |
|
نبینی باختی!.......وبلاگ دوم ... |
|
RSS
|